در روزهای بهمن۵۷ که خیابانها بوی انقلاب میداد و مردم در التهاب و هیجانِ تغییر نفس میکشیدند، سرودهای حماسی و انقلابی به عنوان یک جریان تازه در موسیقی معاصر وارد فضای جامعه شدند؛ آنها فقط قطعات موسیقایی نبودند، بلکه بخشی از زندگی روزمره را شکل میدادند. اما با آغاز جنگ تحمیلی و فعالیت پررنگ مداحان و خوانندگان انقلابی در میان مردم و حضور در جبههها و روحیهبخشی به رزمندگان، یکی از نقاط عطف موسیقی حماسی در تاریخ معاصر ما رقم خورد. در دهه ۶۰، مردم پیچ رادیو را میچرخاندند تا سرودهایی را بشنوند که نوید مقاومت و همبستگی در روزهای سخت جنگ را میدادند. نغمههایی که از بلندگوهای راهپیماییها، مساجد، جبههها و رادیوها شنیده میشدند و آرامآرام به حافظه جمعی یک ملت راه پیدا میکردند. مردم آن سالها زیر لب سرودهایی را زمزمه میکردند که روایتگر آرمان، ایستادگی و امید بود و فراتر از موسیقی، بخشی از هویت انقلابی جامعه را شکل دادند؛ از «خلبانان» جمشید نجفی و «سوی دیار عاشقان» با صدای صادق آهنگران گرفته تا «ممد نبودی» و «غریبانه» با نوای کویتیپور و «صبح پیروزی» و «بانگ آزادی» محمد گلریز. آن روزها شاید کسی تصور نمیکرد که دههها بعد، شنیدن چند نُت از این آثار بتواند نسلی را ناگهان به سالهای دور انقلاب و جنگ تحمیلی ببرد؛ به روزهایی که موسیقی، صدای مقاومت و همدلی یک ملت بود. اما با نزدیک شدن به دهه ۷۰، سرودهای انقلابی به تدریج کمرنگ شدند و جای خود را به گونههای دیگری از موسیقی دادند. در سالهای بعد، شاید تنها در برخی مناسبتهای ملی و پیروزی تیمهای ورزشی در مسابقات جهانی، نشانی از همخوانیهای جمعی و سرودهای ملی دیده میشد. اما جنگ اخیر، بار دیگر حال و هوای نوحهها و سرودهای حماسی را در میان مردم زنده کرد؛ آثاری پرصلابت و تهییجکننده که این بار با رنگ و بویی تازه و بیانی امروزیتر، در میان مردم شنیده میشوند و به بخشی از فضای اجتماعی بدل شدهاند.
به همین بهانه با محمد گلریز، یکی از چهرههای شاخص موسیقی و خوانندگان انقلابی که خاطرات و تجربههای بسیاری از روزهای پرالتهاب انقلاب و جنگ تحمیلی دارد، درباره تحول سرودهای حماسی، بازگشت دوباره آنها به عرصه اجتماعی پس از سه دهه غیبت و ویژگیهای نسل تازه این آثار گفتوگو کردیم که در ادامه میخوانید.
دوباره حال و هوای دهه ۶۰، این بار با نغمههای تازه
این خواننده پیشکسوت با اشاره به اینکه چرا شکوفایی و رونقی که سرودهای حماسی در دهه ۶۰ تجربه کرد، در دهههای بعدی تکرار نشد و چه شرایطی موجب شد امروز دوباره این فضا شکل بگیرد و خاطرات آن دوران زنده شود، میگوید: به نظر من یک اتفاق بسیار مهم رخ داد و آن، شهادت رهبر ما بود. این اتفاق، با همه تلخی و اندوهی که برای مردم داشت، اما موجب شد تمام نمادها و عناصر مرتبط با دوران انقلاب و مقاومت دوباره مورد توجه قرار بگیرد و جلوهای تازه پیدا کند. نکته دیگر اینکه فضای جنگ و ضرورت احیای روحیه مقاومت و همراهی در میان مردم ایجاب میکرد سرودهای حماسی همچون یک نخ تسبیح، مردم را به یکدیگر پیوند بزند و این همدلی را در میان آنها به اشتراک بگذارد. من معتقدم هر اثری که از دل و با اعتقاد، همدلی، همزبانی و نیت معنوی خلق شود و البته نگاه مادی هم بر آن حاکم نباشد، ماندگار خواهد شد؛ فرقی هم نمیکند سرود باشد یا هر اثر هنری دیگر. وقتی تاریخ هنر ایران را مرور میکنیم، میبینیم آثاری که دهها سال پیش خلق شدهاند هنوز در حافظه مردم زندهاند. نمونهاش آثار مرحوم بنان است که هنوز مردم با احترام به آن گوش میدهند.
سرودهای حماسی، غرور ملی میآفرینند
وی ادامه میدهد: من بارها در داخل و خارج از کشور این مسئله را دیدهام. برای مثال در یکی از کنسرتهایم در هامبورگ آلمان، وقتی سرود «ای ایران» را اجرا میکردم، حدود هزار نفر در سالن حضور داشتند و بیشترشان هم ایرانی بودند. مردم به احترام این اثر ایستادند و با آن همخوانی کردند. این نشان میدهد اثری که با احساس ملی و صادقانه خلق شود، ماندگار خواهد شد و غرور ملی ایجاد میکند. وقتی انسان چنین سرودی را میشنود، نوعی هیجان و نیروی مضاعف در وجودش شکل میگیرد؛ احساسی که انسان را به فداکاری برای وطن ترغیب میکند. امروز هم همین اتفاق در حال تکرار است و مردم دوباره به فضای سالهای ابتدایی انقلاب بازگشتهاند و با آن زندگی میکنند. اینجاست که میفهمیم یک اثر هنریِ برخاسته از اعتقاد تا چه اندازه میتواند تأثیرگذار باشد.
گلریز با تأکید بر اینکه ایرانیها همواره نسبت به وطن خود تعصب و عشق داشتهاند، یادآور میشود: ممکن است در مسائل مختلف اختلاف سلیقه وجود داشته باشد، اما وقتی پای ایران و وطن به میان میآید، همه کنار هم قرار میگیرند و این ویژگی بسیار ارزشمندی میان ما ایرانیان است.
وقتی چند نُت، خاطرات یک نسل را زنده میکند
او گفتههای خود را این طور ادامه میدهد: یکی از خوانندگان مطرح برای من تعریف میکرد که در برنامهای بینالمللی در انگلیس حضور داشته و در آن مراسم، یکی از آهنگهای ماندگار دوران جنگ جهانی دوم پخش میشود و همه حضار به احترام آن میایستند. این نشان میدهد آثار هنری و موسیقایی تا چه اندازه میتوانند در حافظه تاریخی ملتها ماندگار شوند. به نظر من صدا و موسیقی از ماندگارترین هنرها هستند؛ حتی اگر ۲۰۰سال هم بگذرد، از حافظه مردم پاک نمیشوند. من این موضوع را در زندگی شخصیام تجربه کردهام. هنوز هم وقتی مردم مرا در خیابان میبینند، ناخودآگاه سرودهایم را میخوانند و حتی عدهای من را آقای پیروزی صدا میکنند. اینها نشان میدهد هر اثری که با اعتقاد خلق شود چه اعتقاد ملی، میهنی یا دینی، میتواند ماندگار بماند.
نقش شعر در ماندگاری سرودهای انقلابی
گلریز با اشاره به قطعات حماسی که این روزها در میان مردم رواج پیدا کرده، تأکید میکند: مداحان و شاعران ما نوآوریهای قابل توجهی دارند و اشعار بسیار تأثیرگذاری سرودهاند که بازتاب جهانی هم پیدا کردهاند.
وی در ادامه «شعر» را به عنوان مهمترین عامل موفقیت این آثار دانسته و میافزاید: شعر باید ایده داشته باشد و بتواند با مردم ارتباط برقرار کند. بسیاری از اشعار امروز بهگونهای سروده شدهاند که مردم به راحتی آنها را تکرار و با آنها زندگی میکنند. من واقعاً به شاعران این آثار احسنت میگویم؛ چون اشعاری سرودهاند که ساده، قابل تکرار و در عین حال عمیق است. همین تکرار نشاندهنده علاقه مردم به وطن و انقلاب است. هر چیزی که بهدرستی روی آن تمرکز شده و به شکل مستمر در رسانهها، تلویزیون یا فضای مجازی پخش شود، طبیعتاً تأثیر بیشتری بر مخاطب میگذارد. این آثار به مرور در ذهن مردم ماندگار میشوند و خاطرات جمعی را زنده میکنند. نمونه آن سرودهای دهه ۶۰ است که وقتی پخش میشوند، ناخودآگاه خاطرات مقاطع مختلف تاریخی مانند آزادی خرمشهر یا پیروزیهای ملی را به ذهن میآورند. به نظرم انقلاب ما در مقطعی کمرنگ شده بود، اما امروز دوباره رنگ و بوی تازهای گرفته است. دشمنان سالها تلاش کردند این روحیه را تضعیف کنند، اما امروز میبینیم آن روحیه مبارزه و مقاومتطلبی دوباره زنده شده و یکی از عوامل اصلی آن همین شعرها و ملودیهایی است که خلق میشود.
راز ماندگاری نغمههای حماسی در حافظه جمعی
وی در واکنش به اینکه آیا این آثار جدید هم میتوانند مانند سرودهای دوران انقلاب و دهه ۶۰ ماندگار شوند؛ تأکید میکند: قطعاً همین طور خواهد بود. هر اثری که از دل مردم بیرون بیاید، ماندگار میشود.
من بارها توفیق دیدار با رهبر عزیزمان را داشتم و از نزدیک میدیدم ایشان در حوزههای مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی صاحبنظر بودند. فقدان چنین شخصیتی تأثیر عمیقی بر جامعه گذاشته و همین مسئله موجب شده بسیاری از احساسات و استعدادها دوباره شکوفا شوند.
اتفاقی که امروز برای کشور ما رخ داده، سبب شده بسیاری از مردم جهان متوجه شوند که ایران مورد ظلم واقع شده است.
حتی در کشورهای اروپایی و آمریکا نیز شاهد اعتراض دانشجویان و روشنفکران علیه سیاستهای آمریکا هستیم. به نظر من این موضوع نوعی عنایت الهی است که موجب شده مظلومیت ملت ایران برای جهان روشن شود. من معتقدم امروز در حوزه تبلیغاتی و رسانهای همچنان باید فعال باشیم و نباید خودمان را کوچک ببینیم.
همصدایی مردم و موسیقی، غرور ملی میسازد
این خواننده پیشکسوت با بیان اینکه سرود و شعار از مهمترین ابزارهای حرکتهای اجتماعی هستند، تصریح میکند: وقتی مردم در یک راهپیمایی یا تجمع حضور پیدا میکنند، نمیتوانند در سکوت باشند؛ این سرودها و شعارها هستند که به مردم روحیه و انگیزه میدهند.
اگر تاریخ را مطالعه کنیم، حتی در جنگهای صدر اسلام نیز از ابزارهای روحیهبخش استفاده میشد. سرود میتواند هیجان ایجاد کند، مردم را به حرکت درآورد و آنها را به سمت اهداف بزرگ ملی و انقلابی هدایت کند.
امروز هم در این اشعار، مفاهیم مهمی مانند ایران، حماسه، شهادت و وطندوستی وجود دارد. به نظر من این عناصر بسیار تأثیرگذارند و اگر نباشند، حرکتهای اجتماعی و انقلابی دچار کندی میشوند.
گلریز در ادامه با دعوت از خوانندگان مطرح به حضور در میان مردم، به تأثیرات این حضور اشاره میکند و میگوید: به نظرم خوانندگان باید بیش از گذشته در میان مردم حضور پیدا کنند، همان طور که در دوران دفاع مقدس برای رزمندگان در جبههها اجرا داشتیم، امروز هم حضور بیواسطه در میان مردم بسیار اثرگذار است.
در این مدت خوانندگانی بودهاند که قطعههای حماسی و جذابی تولید کردهاند اما ای کاش در میان مردم هم حضور پیدا کنند و با اجرای زنده این آثار این همدلی و همراهی را رنگ و بوی دیگری ببخشند.





نظر شما